خرید بک لینک
فرصت نکردم روز قلم را تبریک بگویم. بنظرم واقعا روز مهمی است. هر چیز دیگری اگر این همه فوائد داشت قطعا روزش اهمیت زیادی مییافت. قلم خواص بسیار زیادی دارد که اغلب مردم از آن بیخبرند. به همین دلیل متاسفانه در جامعهی ما قلم عنصر مهجوری محسوب میشود و چندان در خور شأن واقعیاش به آن توجه نشده است. به

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

اگر مهران مدیری از من بپرسد که خود را به چه شیئی تشبیه میکنی، خواهم گفت: این روزها آتشفشانم.

[آتشفشانی که در ظاهر خاموش است اما درونش... . کاش روزی بیرون نریزد تلاطمات و جوش و خروشهای این آتشفشان به ظاهر خاموش و آرام. میترسم از آن روز]

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

ای مرغ سحر چو این شب تار...

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافت (یاد آر. افسونِ معتمدی در حزن غریبِ نِی)

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

تو میآیی و نگاه میشوم

تو میخندی و شراب میشوم، سراب میشوم

تو میخرامی و خراب میشوم، خیال میشوم، خواب میشوم

تو میروی

و

تمام میشوم...

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

این قافلهی عمر عجب میگذرد... تلفیق خیام و معتمدی. باز هم معتمدی... از این زیباتر هم میشود خواند؟ متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

و گفت -خدایش رحمت کناد-

محاسن، دراز داشتیم از بهر ستر بحر معایب. که محاسن اندک بوَد و محاسن انبوه. اندک به نزد انبوه در حجاب مانَد، بعونه و حوله.

--» تذکرةالاشقیاء. ذکر حضرت کازیمو (دام ضلّه)


از امروز گهگاه بریدههایی از کتاب نایاب «تذکرةالاشقیاء» را در وبلاگ قرار میدهم. قصد داشتم فقط در کانال بگذارمشان، اما اینجا هم میگذارم. کتاب نفیسی است الحق.

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

دیشب حریر گفت هر کس تصورش را از او نقاشی کند. ما، یعنی حضرت کازیموی بزرگ، نیز در تردیدی عمیق قلم و بوم را برداشتیم و چند ساعت از زمان گرانبهایمان را صرف پاشیدن تصور ذهنیمان از حریر بر بوم سپید نقاشی کردیم. تصورمان را ذره ذره به خورد بوم دادیم و ذره ذره پروردیم و ذره ذره نقش کردیم حریر را بر دل سپی

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

باد نعره میکشید و تن خستهی خود را بیرحمانه و دیوانهوار به پنجره میکوبید. صدای ملتهب سگان در زوزهی وحشی باد شکسته میشد و سیاهیِ شب را میشکافت. تیرگی ابرهای در هم پیچیده بر سر شب سایه انداخته بود و غرش گاه و بیگاهشان دل بیقرارش را به هم میریخت. روی پا بند نبود. چشمانش را تیز کرده بود و نگا

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 13:56

سلام موافقم. بهونه نمیخواد. امروزه یه عده بهونه ی دوست داشتن رو در زیبایی، خوش اندامی، خوش اخلاقی، چشمان زیبا، لبهای فلان، سینه های بیسار و غیره میدانند. واقعا دوست داشتن بهونه نمیخواد. هرنکبتی را میشود دوست داشت. حتی اگر قیافه ش داغون باشد. چاق باشد. بو بدهد و غیره.... یکی مثل من را

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 2:20

سلام همسر آینده از این که متعلق به آینده هستی ناراحت نیستم. من همیشه نیمهی پر لیوان را میبینم و فکر میکنم که چه خوب که همسر گذشته نیستی. چون گذشته دیگر گذشته است و بازنمیگردد اما انسان همیشه میتواند در انتظار آینده به سر بَرد، حتی اگر آن آینده صورتی خیالی از یک رویای محو و مبهم باشد. حتی فکر م

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 2:20

امشب دلم یک جور خاصی گرفته است. انگار یک نفر ته دلم، آن پایین پایینها، جایی که جز تاریکی و غم چیزی نیست، با صوتی حزین شیون میکند. صدای گریهاش را میشنوم. مثل صدای زنی شوهر مرده است که نوای غریبانهی گریهاش با زوزهی باد آمیخته شده و از دوردستها به گوش میرسد. دلم گرفته است. غم و اندوه با دسته

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 2:20

بیشمار «هرگز» احاطه کردهاند ذهن لاغر قلم را. بیشمار «نمیشود» از جسم نحیف آرزوهای سپیدم بالا میرود. و بیشمار بوی تند احساسهای تبدار گناه بر مشام کمرمقِ ایکاشها چنگ میزند. من در اندوه بدبوی زیر بغلهای چرکینِ آغوش سردِ سایهها جوانیام را با افسوسی بیپایان ورق میزنم و لحظهای بعد ورقهای

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:02

مسافر مهتاب(یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت) - علیرضا قربانی

آتش ها - همایون شجریان

دیدار شمس و مولانا- همایون شجریان و محمد معتمدی

سه تای اولی که به ذهنم رسید...ببخش نتم نمیکشه الان برات آپلود کنم...

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:02

... ما را نبوَد دلی که کار آید از او جز ناله که هر دمی هزار آید از او چندان گریم که کوچهها گِل گردد نی روید و نالههای زار آید از او برای آنها که دلتنگند و بغضی غریب در گلو و اندوهی عمیق در دل دارند. متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:02

یخها ذره ذره آب میشوند اما آبها به یکباره یخ میزنند...


خودم میدانم آب یکباره یخ نمیزند. از حواشی به در آ و مقصود را دریاب

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 2:09

آسمانا دل تاریک من از ماه تُهیست اشکهایم همه شب خوشهی پروین منست... آوازی از فراسوی زمان، پراکنده در ذرات غریبانهی سهتار. معتمدی میخوانَد و از آسمان غربت میبارد... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 3:50

دیدم همه یاد یه کتابی میفتن با پست های شما، منم گفتم بذار یاد یکی بیفتم :)

توی کتاب «و نیچه گریست» نیچه خطاب به پزشکی که قصد معالجه ی سردردش رو داره میگه که سرش آبستن کتابهاشه و این سردرد رو درد زایمان افکارش میدونه. برای همینه که وقتی بیماریش عود میکنه دیوانه وار شروع به نوشتن میکنه!

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 3:50

مدتی پیش در یکی از گروههای تلگرامی تصویر ماهیای محصور در لیوانی تا نیمه پر را قرار داده بودند. گفته بودند داستانی کوتاه در باب آن نوشته شود. من دو سه روز بیشتر در آن گروه تاب ماندن نیافتم اما در همان مدت محدود برای آن تصویر تنها و تنها از سر تفنّن چیزی نوشتم که البته از نظرم تمام مؤلفههای داستان

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 3:50

حیات انسان معاصر از معنا تهی است. پوچی، انسان این تاریخ را فرا گرفته است و او را در یأسی عمیق فرو برده است. همه چیز برای گریز از این بیمعنایی و پوچی و یأس است که زاده شده است. این بیمعنایی درمان شدنی نیست بلکه تنها باید از آن گریخت. سرگرمی بیش از هر برههای از تاریخ، در زندگی بشر امروز حضور دارد.

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 3:50

از میان تمام نواهای عالم تنها صوت حزین دوتار است که سینهام را میشکافد و قلبم را ورق میزند. دوتار صدای صبح است. نوای غمگین ظلمت شب است. حزن مهاندود قرنها تنهایی بشر است. آشوب آرام بیگانگی با غیر است. گشودن آغوش به سوی سیاهیِ نمزدهی عزلت سالیان. بغض فروخوردهی اعصار. فنا. بقا. شور است. غوغاست.

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 9:24

«...همان شب، رودخانه برای رفتن به دریا آنقدر با سر و صدا آبهایش را به تخته سنگهای این طرف آن طرف زده بود که مردم دهکده از خواب پریده بودند. پدر تا ظهر روز بعد در رختخوابش غلت زد. ظهر کمی غذا خورد تا بتواند سیگار بکشد. به طرف پنجره نرفت. پرده اتاق را کنار نزد و سعی کرد زیاد به قاب عکس پشتکردهای که

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 9:24

آن شب باز زده بود به سرم. کنار مرگ لحظهها روی سرمای غریب نیمکت سالخوردهی پارک نشسته بودم و با دود غلیظ سیگار اشکهایی که هرگز ریخته نشده بود را در تیرگی رقیق آسمان جا میگذاشتم که پیدایش شد. آمد و لحظهای تن خستهام را لمس کرد و در گوشم آرام نجوایی کرد، و در پیچ و تاب رقص شاخههای تیرهی درختان و

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 10:38

خبرت هست که بیروی تو آرامم؟ نیست؟

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 10:38

در این کانال، دیگران نقش برجستهتری دارند تا خودم. یعنی آنچه که در کانالهای تلگرامی یا در سایتها [یا شاید هم وبلاگهایی] که گهگاه میخوانمشان یا در نشریات یا کتب مورد مطالعه، یا از شنیدنیها یا دیدنیها و غیره که توجهم را به خویش جلب میکند و لحظهای تفکر یا حتی حسی خوب به من هدیه میکنند را در ای

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 10:38

--» http://mistico.blog.ir/post/97


...نه، هراسی نیست
پیش ما سادهترین مسئله مرگ است
مرگ ما سهلتر از کندن یک برگ است
من به این باغ میاندیشم
که یکی پشت درش با تبری تیز کمین کردهست.

دوستان گوش کنید
مرگ من مرگ شماست
مگذارید شما را بکشند
مگذارید که من بار دگر
در شما کشته شوم...

ه.ا.سایه

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 10:38

ای دل دیگه بال و پر نداری داری پیر میشی و خبر نداری... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فرا

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 10:38

شرح عکس: در چشم منی و غایب از چشم زان چشم همی کنم به هر سو صد چشمه ز چشم من گشاید چون چشم برافکنم بر آن رو چشمها آینهی بینقاب، رسواکنندهی درون، مخبِر از سرّ ضمیر، حکایتگر اندوه بیپایان لحظهها، تصویری روشن از یأسی غریب، ردّی مبهم از سالها آشوب گنگ تنهایی. چشمها، دوخته به هیچ. مأنو

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 10:38

کتاب «ناطور دشت» اولین چیزی است که از سالینجر میخوانم. از آن نوع رمانهایی است که با توجه به حجم کتاب و نوع قلم نویسنده، قاعدتاً برای چون منی بیش از یک روز نبایستی خواندنش زمان ببرد. اما این که خواندنش چند روز به طول انجامیده دلایلی برخاسته از خود کتاب دارد که بعد از تمام شدن کتاب، شاید بنویسمشان. آن پست احتمالا به مذاق سالینجردوستان خوش نیاید.

-برای آنها که ندیدهاند:

t.me/r_kazimo

کانال برهوت. عضو شوید، هنوز دیر نشده!

برچسب: نویسنده: بهراد بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 10:38

صفحه بندی